{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"چیزی از فرق سرش به سرعت پایین آمد. از چشم‌هایش بیرون زد.

"چیزی از فرق سرش به سرعت پایین آمد. از چشم‌هایش بیرون زد.🌱✨
گلویش را خراشید و توی دلش فرو ریخت. این شکل طبیعی چیزی بود، که بعدها فهمید غصه است.🚌📎"
دیدگاه ها (۱)

من تنها ترین مرد دنیا را میشناسم؛همین همسایه ی روبروییسی سال...

گاهی بشومشترک مورد نظر،ودر دسترس نباش!گاهی برای خودت زندگی ک...

🍂چه خوشست رازْ گفتن به حریفِ نکته‌سنجیکه سخن نگفته باشی، به ...

تو دوباره جوانه خواهی زدامید داشته باش^ ^•🌳☀️•

«چیزی از فرقِ سرش به سرعت پایین آمد. از چشم‌هایش بیرون زد. گ...

p34فردا شب:عمارت الکس امشب شلوغ‌تر از همیشه بود.همه دعوت شده...

#دختر_قمار_بازSeason : ²Part : ⁴⁴ویو اِلا___و فهمید.لعنتی…فه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط