"چیزی از فرق سرش به سرعت پایین آمد. از چشم‌هایش بیرون زد.

"چیزی از فرق سرش به سرعت پایین آمد. از چشم‌هایش بیرون زد.🌱✨
گلویش را خراشید و توی دلش فرو ریخت. این شکل طبیعی چیزی بود، که بعدها فهمید غصه است.🚌📎"
دیدگاه ها (۱)

.....پارت ششم....

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

قسمت بیست

فاصله یک لبخند تا جنون

....پارت بیستم....

dark life = 40

holaaaaaaaa goodnight 😴🌉🫂

و قلبم دوباره تپیدpart: 4 ...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط