دستانم را کنار زد چمدانش را برداشت

دستانم را کنار زد ... چمدانش را برداشت
در را بست
و باران گرفت
چیک
چیک
چیک
پرستار در گوشم میگوید :
اگر آرام باشی
سرمت که تمام شد
دستانت را باز میکنم !!
دیدگاه ها (۱۰)

خیلی ...

یه روزم از آسمون بارون غم سر میرسهخاطرات عشقمو پیشت تداعی می...

اوه نده دلم پره بوتسویند بیت به سلاویکتدیمه گیریان ...!

تا وقتی کاپیتان هس کهکشان ما را غمی نیس ... ایول گلادیاتور

ازمایشگاه سرد

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۲۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط