{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن روزها من به سلیقه ی

آن روزها من به سلیقه ی
کسی که دوستش داشتم
سر تا پای زندگیم را آبی کرده بودم
آبی آبی
آبی به رنگ دریا
و ناگهان ! یک روز او را دست در دست
کسی دیدم که سر تاپایش زرد بود
زرد مثل نور
من شنا نمیدانستم
دلم فرصت نداد تا شنا یاد بگیرم
و غرق شدم
در دریای " آبی بیکران رویاها و کابوسها"!

#حسین_پناهی
📚 #چيزي_شبيه_زندگي
دیدگاه ها (۸)

خداوندا ؛ به قربان خداییت🙏درسته کار و فرمان خدایییت🙏ولیکن در...

🌸سه شنبه 29 تیر ماهتون زیبـا💖روز عرفه مبارک🌸خـدایـا💖درایـن ر...

"رنج نبايد تو را غمگين كند"اين همان جايی ست كه اغلب مردم اشت...

چه انتظاری از مردم داری؟انها حتی پشت سر خداهم حرف می زنند!اگ...

پارت دومم لیلیوم و اتش .

وای من نمیدانستم آن چشم ها برای چه کسی است؟ نمی توانستم تصور...

یه چیز جدید نوشتمم میشه بخونییییدددد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط