کاروان بار سفر بست و از آن می ترسم

کاروان بار سفر بست و از آن می ترسم

که کنم گریه و سیلاب بَرد محمل را



#ندیم_شیرازی
دیدگاه ها (۱)

گفتنی نیست ولی بی تو کماکان در مننفسی هست دلی هست ولی جانی ن...

خوب نگاه کن تنها اندکی از تو تمام من را دگرگون کرده است..!#ع...

از اولش هم گفته بودم که #سری از مندیدی که من حق داشتم؟! عاشق...

هر سربازی در جیبهایشدر موهایش و لای دکمه های یونیفورمش..زنی ...

و ان شب ماندم که برای کدام دردم گریه کنم پس خندیدم:)

⏰ویژه سالگرد شهادت شهید سلیمانی؛🌷با نوای کاروان تا عرش رفت‌....

گریه بر امام حسین علیه السلام و اهل بیت نبوت گناهان را از بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط