The path that led to you again...
part¹
راهی که دوباره به تو رسید...
یکی بود یکی نبود...
زیر گنبد کبود دو تا عاشق بودن و کلی حسود...
تقصیر همون حسودا بود که حالا شده بودن یکی بود یکی نبود...
از هم طلاق گرفته بودن...
برای چی؟
فقد برای ادمایه حسودی که شایعه براشون درست میکردم.
فقط بخاطر حرفایی که مردم الکی دربارشون میگفتن.
اما بعد از طلاقشون دختر فهمید از پسر بارداره.
خواست اون بچه ای که حاصل عشقشون بود رو سقط کنه...
اما اون بچه چه گناهی داشت که در همچین زمانی به وجود اومد؟
شاید اگه اون آدمای حسود باعث جداییشون نمیشدن الان دختر قصه ما به پسر میگفت که بارداره و.... پایانی خوش...
اما اینجا جهنمیه که اسمش زندگیه. هیچی ماندگار نیست....
«دو سال بعد»
.
.
.
ادامه دارد...
با همکاری: 𝑾𝒚𝒍𝒅𝒆𝒓 & 𝑰𝒂𝒏
لایک:7
کامنت:3
فالو:۴
بازنشر:۲
(ببخشید که کمه..🥴)
راهی که دوباره به تو رسید...
یکی بود یکی نبود...
زیر گنبد کبود دو تا عاشق بودن و کلی حسود...
تقصیر همون حسودا بود که حالا شده بودن یکی بود یکی نبود...
از هم طلاق گرفته بودن...
برای چی؟
فقد برای ادمایه حسودی که شایعه براشون درست میکردم.
فقط بخاطر حرفایی که مردم الکی دربارشون میگفتن.
اما بعد از طلاقشون دختر فهمید از پسر بارداره.
خواست اون بچه ای که حاصل عشقشون بود رو سقط کنه...
اما اون بچه چه گناهی داشت که در همچین زمانی به وجود اومد؟
شاید اگه اون آدمای حسود باعث جداییشون نمیشدن الان دختر قصه ما به پسر میگفت که بارداره و.... پایانی خوش...
اما اینجا جهنمیه که اسمش زندگیه. هیچی ماندگار نیست....
«دو سال بعد»
.
.
.
ادامه دارد...
با همکاری: 𝑾𝒚𝒍𝒅𝒆𝒓 & 𝑰𝒂𝒏
لایک:7
کامنت:3
فالو:۴
بازنشر:۲
(ببخشید که کمه..🥴)
- ۱۷.۲k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط