{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهربونم ؛

مهربونم ؛
من اینجا،در اتاق کوچکی..
سخت مشغولم،به تنهایی،
به دلتنگی...
گاه گاهی به رسم عادت،
دلنوشته هایی را بر تکه کاغذهای برجای مانده درگوشه ی اتاق مینویسم..،
امروز اما از دلتنگی خواهم نوشت..
اما..بغض همراه دلتنگی را چگونه میتوان نوشت..
به قول دوستی؛
کاش آنجا بدون من،
مثل اینجا بدون تو باشد..
دیدگاه ها (۳)

.به او گفته بودم نه …گفته بودم نمی توانم!نمی توانم کسی را دو...

مـــــن از تــو سهمــی ندارمدلتنگـــمامـــا نمیتـوانـم تـو ر...

چقدر من ساده ام چقدر نوشته هایم مست استچقدر دفتر شعرم تهی از...

مهتاب قرمزپارت پنجمچند روز بعد...موان هنوز به خانه‌ی جدید عا...

سایه‌های مافیاپارت : ۲۴ سه روز از دستگیری کیم دوهان گذشته بو...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 119✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط