نمی دانم

نمی دانم............
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم گوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ وبازیگوش

واو یکریز وپی در پی دم گرم وچموشش را در گلوییم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند

هر دم سکوت مرگبارم را......
دیدگاه ها (۴)

خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من.ماجرایی که بای...

تو را به زلالی اشکها قسم.تو را به آلاله ها قسم.به تقدیس کبوت...

خــــــــــــــــــــدایــــــــــــــــــــاڪــــــــــاش م...

کاش میشد زندگیتکرار داشت . . .لااقل تکرار را یکبار داشت . . ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط