{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اجازه هست که با تو ز عشق دم بزنم؟

اجازه هست که با تو ز عشق دم بزنم؟
و این سکوت فزاینده را به هم بزنم؟

اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟
که تا به شیوه‌ی دلدادگی رقم بزنم؟

اجازه هست صراحت بپرسم از تو؟ و یا
کنایه‌وار بگویم، به پیچ و خم بزنم؟

برای بودنِ با تو، بهانه‌جو شده‌ام!
چقدر بی تو در این پرده، زیر و بم بزنم؟

بمن بگو، که اگر لایقم نمی‌دانی
به پیش چشم تو بر هستی‌ام قلم بزنم

اگر به فرض محالی، مرا زخود راندی!
اجازه هم نده با سایه‌ات قدم بزنم..
دیدگاه ها (۱)

نوش دارویی عزیزمبازبیمارت منمزخم دارم برتنم محتاجدیدارت منمم...

گل برایم چیده ای قربان آن گل چیدنتبی قرارم کرده گل ها مستم ا...

لحظه بغض نشد حفظ کنم چشمم را در دل ابرنگهداری باران سخت است

خاک را زنده کند تربیت باد بهارسنگ باشد که دلش زنده نگردد به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط