{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"آغوشی"

"آغوشی"
باش و مرا
"به اندازه ی" تمام
"اشتباهاتم"
بغل کن
"بدون"اینکه
"حرفی" بینمان
"رد و بدل"شود فقط
"نگاه باشد"و نفس
"زندگی" آنقدرها دوام نمی آورد
"همین حالا هم دیر است"
دیدگاه ها (۱)

چہ دنیاےِ غَریبے دارے اے دلچہ اندوهِ عَجیبے دارے اےدل ...

سرد بودن با مرا دیوار یادت داده استنارفیق بی‌مروّت ، کار یاد...

البته کهدوستت_دارم❣ احمق جانولی آزارتمی دهمدلیلشهمصافو سادها...

عطر موهایت قرار از شهر می گیرد، بگو دل ربودن را کدام عطار یا...

سایه ای میان ما

روزی روزگاری...

ستاره پوش مخملی خواهش اجباری از زبان آنتونی part44

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط