دست تو با تارخ در ک کاسه بود انگار

دستــــ تو با تاريخ در يکــ کاسهــ بود انگار ...
بعد از تو ارگــ قلبــ من ويرانــ تر از بمــ شد
.
در انقلابــ شرقے مشروطهــ ی چشمــت
روزے خودم " ستارخان " ے تازه خواهمــ شد
دیدگاه ها (۲)

مےبوسمت زیر نوای اذان بہ حکم .... حےعلــــــــــےخیـــــــــ...

ﻧﻪ ﺗﺮﺳﻲ ﺍﺯ ﺍﺑﻠﻴﺲ ﺩﺍﺭﻡ ،ﻧﻪ ﻋﻄﺶ ِ ﮔﺎﺯ ِ ﻳﻚ ﺳﻴﺐ ،ﻭﻗﺘﻲ ﻋﺴﻞ ،ﺷﺮﻩ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط