انسان زاده شدن تجسُّدِ وظیفه بود:
انسان زاده شدن تجسُّدِ وظیفه بود:
توانِ دوست داشتن و دوست داشته شدن
توانِ شنفتن
توانِ دیدن و گفتن
توانِ اندُهگین و شادمان شدن
توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدایِ جان
توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شَکوه ناکِ فروتنی
توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت
و توانِ غم ناکِ تحملِ تنهائی
تنهائی
تنهائی
تنهائیِ عریان.
انسان
دشواریِ وظیفه است
توانِ دوست داشتن و دوست داشته شدن
توانِ شنفتن
توانِ دیدن و گفتن
توانِ اندُهگین و شادمان شدن
توانِ خندیدن به وسعتِ دل، توانِ گریستن از سُویدایِ جان
توانِ گردن به غرور برافراشتن در ارتفاعِ شَکوه ناکِ فروتنی
توانِ جلیلِ به دوش بردنِ بارِ امانت
و توانِ غم ناکِ تحملِ تنهائی
تنهائی
تنهائی
تنهائیِ عریان.
انسان
دشواریِ وظیفه است
- ۳۲۰
- ۲۷ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط