{{شعری زیبا در وصف مادر }}
{{شعری زیبا در وصف مادر }}
حـلالـم کن حـلالـم مادرِ پیـــر
که شبها داده ای بر بینوا شیر
حـلالـم کن وفـایِ نیـمـه شبها
کـه بـودی دربـرم تنـهایِ تنـهـا
حلالـم کن تو ای کانون الفت
که بیتـو در نوردم راهِ رفـعـت
نگنجـد مهــرِ تو در آسمانهـا
نه در پهنِ زمین و کهکشانها
زعمقِ مهـر تو بیگانه ام من!!
کجابیتو دُرو دُر دانه ام من!!
بگوشم صوتِ تو چون نی نوازاست
درِ رحمـت برویـم از تو باز است
گذشت کن از سرِ تقصیرم امروز
که باشم باگذشتت شادو بهروز
به طفلی کی روا داشتی بمن بد
چو میدادی زپستانت بمن شهـد
ببالینم سری شب تا سحرگاه
نخـوابیـدی تو ای مـوجود آگاه
ببخش مادر اگـر لغـزش کـردم
ویا گاهی خطا در پیش کـردم
نکردم خاکِ راهت سرمۀ چشم
ویا گاهی زدم حرف ازسرِ خشم
دعای من بتو گوهر همین است
که تا انسان در فرشِ زمین است
تقدیم به تمام مادران که سفر کرده اند یا در قید حیات هستن
مادر تو نور چشم منی
مادر تو روح وروان منی
حـلالـم کن حـلالـم مادرِ پیـــر
که شبها داده ای بر بینوا شیر
حـلالـم کن وفـایِ نیـمـه شبها
کـه بـودی دربـرم تنـهایِ تنـهـا
حلالـم کن تو ای کانون الفت
که بیتـو در نوردم راهِ رفـعـت
نگنجـد مهــرِ تو در آسمانهـا
نه در پهنِ زمین و کهکشانها
زعمقِ مهـر تو بیگانه ام من!!
کجابیتو دُرو دُر دانه ام من!!
بگوشم صوتِ تو چون نی نوازاست
درِ رحمـت برویـم از تو باز است
گذشت کن از سرِ تقصیرم امروز
که باشم باگذشتت شادو بهروز
به طفلی کی روا داشتی بمن بد
چو میدادی زپستانت بمن شهـد
ببالینم سری شب تا سحرگاه
نخـوابیـدی تو ای مـوجود آگاه
ببخش مادر اگـر لغـزش کـردم
ویا گاهی خطا در پیش کـردم
نکردم خاکِ راهت سرمۀ چشم
ویا گاهی زدم حرف ازسرِ خشم
دعای من بتو گوهر همین است
که تا انسان در فرشِ زمین است
تقدیم به تمام مادران که سفر کرده اند یا در قید حیات هستن
مادر تو نور چشم منی
مادر تو روح وروان منی
- ۲.۳k
- ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط