آواز عشق
آواز عشق
♣️part4♣️
ا/ت ویو
صبح از خواب نازم بیدار شدم دیدم ساعت ۸:۲۳ هست سریع مثل فنر از روی تخت پریدم و رفتم حموم یه دوش ۲۰ مینی گرفتم و سریع اومدم بیرون لوسیون بدنم که بوی کاکائو میداد رو زدم موهامو خشک کردم و دوییدم سمت کمد و یه لباس اسپرت برداشتم و پوشیدم از اونجایی که دیرم شده بود فقط یه برق لب زدم و رفتم تو حیاط از اونجایی که وقت نداشتم ماشین و روشن کنم و از پارکینگ ببرم بیرون و تو اون ترافیک برم دفتر کار یونگی تصمیم گرفتم تا اونجا یه سره بودو ام پس سریع از حیاط اومدم بیرون و شروع کردم به دوییدن
(پرش زمانی به وقتی که ا/ت رسید به دفتر کار یونگی)
اوه بالخره رسیدم یه نگاهی به گوشیم انداختم دیدم ساعت دقیقا ۹ ئه اوف خداروشکر دیر نکردم داشتم نفس نفس میزدم و سریع رفتم بالا به منشی سلام کردم اونم متقابل بهم سلام کرد رفتم تو اتاق
(یونگی ویو)
یهو یه نفر درو زد گفتم
¥بفرمایید
ا/ت درو باز کرد
&سلام آقای مین ببخشید دیر کردم
¥اشکال نداره بفرمایید زودتر کارمون رو شروع کنیم
دم در وایستاده بود بعد از حرفم اومد تو و درم بست یه استایل اسپورت پوشیده بود و داشت نفس نفس می زد
¥چرا داری نفس نفس میزنی؟
&کل راهو دوییدم(با نفس نفس)
خندم گرفت با یه خنده ی ریز گفتم
¥چرا؟
&چون دیرم شده بود و ترافیک بود بخاطر همین ماشین نیاوردم و کل راهو از خونم تا اینجا دوییدم
&عاممم خب بشین تا نفست جا بیاد(با لبخند)
ا/ت نشست منم رفتم یه چند تا از متن های آهنگامو بیارم تا ا/ت بخونه تا بتونم سطح واقعیه صداشو بدون موسیقی ببینم
ویو ا/ت
یهو دیدم یونگی با برگه های تو دستش که تقریبا ارتفاعشون رو هم ۳ سانت بود اومد و گفت
¥خب کارمون امروز اینه که تو همه ی اینا رو بخونی سبک شعر هر کدوم از این برگه ها متفاوته هم می خوام سطح صدات رو ببینم هم ببینم کدوم سبک به صدات بیشتر میاد
&اووو باشه
♣️part4♣️
ا/ت ویو
صبح از خواب نازم بیدار شدم دیدم ساعت ۸:۲۳ هست سریع مثل فنر از روی تخت پریدم و رفتم حموم یه دوش ۲۰ مینی گرفتم و سریع اومدم بیرون لوسیون بدنم که بوی کاکائو میداد رو زدم موهامو خشک کردم و دوییدم سمت کمد و یه لباس اسپرت برداشتم و پوشیدم از اونجایی که دیرم شده بود فقط یه برق لب زدم و رفتم تو حیاط از اونجایی که وقت نداشتم ماشین و روشن کنم و از پارکینگ ببرم بیرون و تو اون ترافیک برم دفتر کار یونگی تصمیم گرفتم تا اونجا یه سره بودو ام پس سریع از حیاط اومدم بیرون و شروع کردم به دوییدن
(پرش زمانی به وقتی که ا/ت رسید به دفتر کار یونگی)
اوه بالخره رسیدم یه نگاهی به گوشیم انداختم دیدم ساعت دقیقا ۹ ئه اوف خداروشکر دیر نکردم داشتم نفس نفس میزدم و سریع رفتم بالا به منشی سلام کردم اونم متقابل بهم سلام کرد رفتم تو اتاق
(یونگی ویو)
یهو یه نفر درو زد گفتم
¥بفرمایید
ا/ت درو باز کرد
&سلام آقای مین ببخشید دیر کردم
¥اشکال نداره بفرمایید زودتر کارمون رو شروع کنیم
دم در وایستاده بود بعد از حرفم اومد تو و درم بست یه استایل اسپورت پوشیده بود و داشت نفس نفس می زد
¥چرا داری نفس نفس میزنی؟
&کل راهو دوییدم(با نفس نفس)
خندم گرفت با یه خنده ی ریز گفتم
¥چرا؟
&چون دیرم شده بود و ترافیک بود بخاطر همین ماشین نیاوردم و کل راهو از خونم تا اینجا دوییدم
&عاممم خب بشین تا نفست جا بیاد(با لبخند)
ا/ت نشست منم رفتم یه چند تا از متن های آهنگامو بیارم تا ا/ت بخونه تا بتونم سطح واقعیه صداشو بدون موسیقی ببینم
ویو ا/ت
یهو دیدم یونگی با برگه های تو دستش که تقریبا ارتفاعشون رو هم ۳ سانت بود اومد و گفت
¥خب کارمون امروز اینه که تو همه ی اینا رو بخونی سبک شعر هر کدوم از این برگه ها متفاوته هم می خوام سطح صدات رو ببینم هم ببینم کدوم سبک به صدات بیشتر میاد
&اووو باشه
- ۱۷۰
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط