{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او داشت در مصیبت جر میخورد

او داشت در مصیبت جر میخورد .
اما اطرافیانش زندگی عادی خود را داشتند .
اکنون که آتش از آسمان می‌بارد ، او قدرت میگیرد و اطرافیانش در مصیبت جر میخورند .
دیدگاه ها (۰)

کاش یک انسان نبودم .زیرا باید واقعیتی را قبول کنم که اگر می‌...

داستایووسکی میگه : اگر کسی رو قضاوت کنم .تمام دنیا تلاش می‌ک...

زندگی به دو بخش تقسیم میشه .۱ـ زجر کشیدن ۲- لذت برن بخش یک ر...

بزرگترین شکنجه ای که توی عمرم تجربه کردم ، این بود که ناگهان...

با من بمان دازای *با سردرد از خواب بیدار شدم برای من عادی بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط