{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#Strawberrywhiskey

#Strawberrywhiskey
#IU
PART:19

(9:00)

پسرک خواب الود پلکاشو از هم فاصله، اولین کاری کرد با چشماش دنبال مافیا گشت و در اخر اونو توی بالکن در حال سیـ//گار کشیدن دید.

خواست از تخت پایین بیاد و بره پیشش که با تیری که زیر شکمش کشید از درد واسه ثانیه هایی نفسش بند رفت.

جیمین: اخخخ

مافیا که متوجه صدای پسرک شد سیگارو خاموش کرد و به طرفش رفت.

یونگی: بیدار شدی

پسرک با بغض لـ//ب زد

جیمین: دلد میتونه

مافیا رو تخت نشست و پسرکو روی پاهاش نشوند.

یونگی: خیلی؟

جیمین: اله

پسرک سرشو تو گردن مافیا فرو کرد.

جیمین: میشه املوز نلی(بغض)

یونگی همون طور که جیمین بغـ//لش بود به تاج تخت تکیه داد و پسرکو توی بغـ//لش، زیر پتو ذوب کرد.

پسرک باورش نمیشد این مردی که الان داره نازشو میخره و یا لوسش میکنه همون کسیه که تا دیروز نسبت بهش بی اهمیت بود.

تو بغـ//ل مافیا احساس امنیت و خوشبختی میکرد. دلش نمیخواست هیچوقت این لحظات تموم بشن.

جیمین کمی سرشو بالا اورد اروم لـ//بشو گذاشت رو گردن یونگی

یونگی:چش...

جیمین: اشن ولش تن بلو به تارات بلش حودم یه تالیش میتنم.

یونگی بیشتر جیمینو به خودش چسبوند و گفت

یونگی: نخیر، امروز تمام وقت در خدمتتم، میخوام بر//دت باشم.
دیدگاه ها (۱)

#Strawberrywhiskey #IU PART:18بعد از زدن چند ضربه دیگه هردو ...

بیا تو کامنتا🔞🔞

#Strawberrywhiskey #IU PART:16جیمین: توجا میلی؟ مافیا بدون ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط