{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر نیَم و شعر ندانم که چه باشد

شاعر نیَم و شعر ندانم که چه باشد

من مرثیه خوان دل دیوانه ی خویشم


از بس که ملول از دلِ مرده ی خویشم

هم خسته ی بیگانه، هم آزرده ی خویشم
دیدگاه ها (۱)

کاش پیرتر بودممثل ریشه‌هایا خیلی جوان‌ترمثل شاخه‌ها!!این‌جا ...

آدم یک روز ممیرد نه روزی که خاک شود نه رو...

از بین آدمای زندگیتون، دل‌نازکا رو بیشتر دوسشون داشته باشید....

دنبال آدمایی بگردید که حال دلتونو خوب کننبدونن که کی باشن و ...

شاعر میفرماید:_بلدم شعر دو چشمت بسرایم به دمیمعنی واژه‌ی دل ...

#دوستت_دارم پریشان، شانه می‌خواهی چه کار؟دام بگذاری اسیرم، د...

(◠‿◕)...... بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم تار و پودم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط