{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رویـاسـتـ یـا واقـعـیـتـ ؟

رویـاسـتـ یـا واقـعـیـتـ ؟
𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹⁹
همه دور آتیش نشستن

و یک جعبه بزرگ نوشیدنی دور آتیشه


هانتر یه نوشیدنی رو باز می‌کنه و می‌زاره روی میز

هانتر: بیاید یه بازی.... بطری رو میچرخونیم به هرکی افتاد طرف مقابلش رو میبوسه .


همه ی بچه ها معلومه که خوشحالن

اما دامیان و آنیا این حس رو نداشتن


دامیان ویو:

مهم نیست من هرگز اینکارو نمیکنم این بچه سال ها هم دلشون به همین کثافت کاری ها خوشه. می‌خوام برگردم خونه....




آنیا: نه چرا اره ....این یه شانسه البته باید ببینم به کی میوفتهههههههههعه نههعع



لارنس: من میچرخونم.

و بطری رو میچرخونه
همه در حال دعا برای اینکه به کراش یا دوست پسرشون بیوفته ولی آنیا .....اینطور نیست




بطری روی یکی از بچه ها و یه پسر میوفته.


تسو: هی.... من دوست پسر دارم

دوست پسرش: ***

هانتر: اَه ... اینطوری حال نمی‌ده که خب. هرکی نمی‌خواد کسی رو ببوسه باید باهاش شات کاپلی (اونی که دست دور هم حلقه میشه و ماله اونیکی رو میخورن) بره

تسو: بیخیال .

و باهم شات رو می‌رن

همه دارن برای این که نفر بعدی که لحظه شماری می‌کنند.

که‌‌‌‌.....
دیدگاه ها (۸)

مرسییییی سیسی مون رو فالو کنید🌚💞

مرسیییی ناناص رو فالو کنیددددد🫠🫂💞

فالوش کنیدد ♥️🥹

خوشگلا من مسابقه دارم‌‌‌ دارم میرم همداننمیتونم پارت بدم ......

رویـاسـتـ یـا واقـعـیـتـ ؟𝐩𝐚𝐫𝐭 ²⁰بطری روبه رویه آنیا و دامی...

#حسم_به_توp3:فردا صبح تو مدرسهبکی دوید و اومد به انیا بقیه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط