{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو

بعضی وقتا آدما الماسی تو دست دارن، بعد چشمشون به یه گردو می افته دولا میشن تا گردو رو بردارن،
الماسه می افته تو شیب زمین، قل میخوره و تو عمق چاهی فرو میره، میدونی چی می مونه؟
یه آدم، یه دهن باز، یه گردوی پوک و یه دنیا حسرت...
مواظب الماسهای زندگیمون باشیم، شاید به دلیل اینکه صاحبش هستیم و بودنش برامون عادی شده ارزشش رو از یاد بردیم ...
دیدگاه ها (۲)

،،،

،،،،

برای تو مینویسم،سهم قصه من بمان! سهم فکر من،عاشقانه های من،س...

خیلــے ڪم گذاشتــے، خیلـــے نبـــودے ......امــــا مــن ڪـــ...

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

★اون یه مافیا بود ولی...p⁵(end)داخل تخت خوابم داشتم راجب راب...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²²...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~فرانک چون پشتش بهش بود با صداش برگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط