{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تمامِ شهر را هم که قدم بزنم

تمامِ شهر را هم که قدم بزنم

باز به بازوهایت محتاجم به یک بغلت که درد را به فراموشی بسپارد خیلی میخواهمت ... آن قدر که لب خشکیده آب را خیلی میخواهمت ... آن قدر که پرنده پرواز را هر صبح با سلامِ تو آغاز میشود و چه شیرین است بوسیدنِ گونه ات و این قشنگترین بهانه برای سلامِ هر صبحِ من است و من هر روز تو را در درونِ لیوانِ رویِ میزِ صبحانه به هم میزنم و سر میکشم همه ی دوستَت دارم هایمان را....💱
دیدگاه ها (۱)

عمارت بلک وود

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁰﴿ویو راوی﴾صبح روز بعد...نور خورشید از ...

🦢 پارت نهم | شروع بازیصبح روز بعد، لیانا زودتر از همیشه بیدا...

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۱ | «عکسی از گذشته» 📸🖤 صبح...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

پارت 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط