رفتم یه دوش گرفتم
𝐦𝐢𝐧𝐞
#𝐦𝐢𝐧𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹²
رفتم یه دوش گرفتم
یکم راحت شدم
وای از گرسنگی دارم ضعف می کنم
با حوله روی سرم به طرف آشپزخانه رفتم
حوصله پختن غذا ندارم
یه چیزی سرهم کردم
چیزی شبیه همبرگر
ولی همبرگر نیست😁
یه گز زدم ....
اممم بدک نیست
خوردم تمومش کردم دوباره به طرف اتاقم رفتم
چمدونم رو در آوردم
به اتاقی که مخصوص لباسام بود رفتم
لباسایی که لازم بود برداشتم و در چمدون چیدم
کل وسایل های پوستیم رو برداشتم
چند تا کفش
خب تموم شد
حوله رو از سرم جدا کردم و با سشوار خشکش کردم
به ساعت دیواری نگاهی انداختم
چه زود گذشت
ساعت یازدهه
همه چی حله
شکمم پره
چمدونم حاضره
دوش گرفتم ولی یه چیزی مونده : استراحت و خوابیدن
گوشیمو رو ساعت ۱ و نیم شب تنظیم کردم
چون خونه من تا فرودگاه نیم ساعت راهه
ویلیام گفت ساعت ۲ نصفه شب اونجا باشم
خودمو انداختم رو تخت و بدون فکری به خواب عمیقی فرو رفتم..
ادامه دارد...
#مال_من
#𝐦𝐢𝐧𝐞
𝐩𝐚𝐫𝐭 ¹²
رفتم یه دوش گرفتم
یکم راحت شدم
وای از گرسنگی دارم ضعف می کنم
با حوله روی سرم به طرف آشپزخانه رفتم
حوصله پختن غذا ندارم
یه چیزی سرهم کردم
چیزی شبیه همبرگر
ولی همبرگر نیست😁
یه گز زدم ....
اممم بدک نیست
خوردم تمومش کردم دوباره به طرف اتاقم رفتم
چمدونم رو در آوردم
به اتاقی که مخصوص لباسام بود رفتم
لباسایی که لازم بود برداشتم و در چمدون چیدم
کل وسایل های پوستیم رو برداشتم
چند تا کفش
خب تموم شد
حوله رو از سرم جدا کردم و با سشوار خشکش کردم
به ساعت دیواری نگاهی انداختم
چه زود گذشت
ساعت یازدهه
همه چی حله
شکمم پره
چمدونم حاضره
دوش گرفتم ولی یه چیزی مونده : استراحت و خوابیدن
گوشیمو رو ساعت ۱ و نیم شب تنظیم کردم
چون خونه من تا فرودگاه نیم ساعت راهه
ویلیام گفت ساعت ۲ نصفه شب اونجا باشم
خودمو انداختم رو تخت و بدون فکری به خواب عمیقی فرو رفتم..
ادامه دارد...
#مال_من
- ۱.۱k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط