در بازی زندگی.....
در بازی زندگی.....
یاد میگیری:
اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشتوانه
مثل آویختن به طنابی پوسیدست..
یاد میگیری:
نزدیکترین ها به تو ..
گاهی میتوانند دورترین ها باشند...
یاد میگیری:
آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی...
تا بتوانی یک روزی تمام خودت رو بغل کنی و بروی ...
و در جایی که شنیده و فهمیده نشوی نمانی....
یاد میگیری :
دیوار خوب است...
سایه درخت مطلوب است...
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست......
پـس به آدما ...
تا حدی تکیه کنید که
فقط ...
خستگیتون در بره
نه اونقدری که ...
جا خالی بدن
بیفتین زمین ...
یاد میگیری:
اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشتوانه
مثل آویختن به طنابی پوسیدست..
یاد میگیری:
نزدیکترین ها به تو ..
گاهی میتوانند دورترین ها باشند...
یاد میگیری:
آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی...
تا بتوانی یک روزی تمام خودت رو بغل کنی و بروی ...
و در جایی که شنیده و فهمیده نشوی نمانی....
یاد میگیری :
دیوار خوب است...
سایه درخت مطلوب است...
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست......
پـس به آدما ...
تا حدی تکیه کنید که
فقط ...
خستگیتون در بره
نه اونقدری که ...
جا خالی بدن
بیفتین زمین ...
- ۹۶۳
- ۲۹ آبان ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط