{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبرت هست دلم خسته توست

خبرت هست دلم خسته توست

دیرگاهیست که دلبسته توست

کوچه در کوچه ترا می جوید

چشم حیران به در بسته توست

شهرگویی که زبانیست خموش

پنجره ها همه وابسته توست

خسته گشتم نه ز غمخواری تو

خون دل خوردن من مهرفرو بسته توست

نکنم شکوه ز بیداد توای ماه جبین

بیخروشی زازل قصه سربسته توست

شنتیا آه من است ابر اگر میگرید

شب و تنهایی و من قصه پیوسته توست
دیدگاه ها (۱)

دیگه حس حرف زدن ندارم...کاش امشب آخـــــرین شب باشه آخـــــر...

برایِ هرکس که دست در دستاز کنارت گذر می کندآرزویِ - تا به هم...

آدم کسی را بیشتر دوست داشته باشد. زودتر از دستش ناراحت میشود...

روزهای بارانی را خیلی دوست دارم... معلوم نمی شـــــــــود......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط