{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شاخه‌ای ز جنگل سروم

من شاخه‌ای ز جنگل سروم
از ضربه تبر
بر پیکر سلاله من یادگارهاست
با من مگو سخن ز شکستن
هرگز شکستگی به بر ما شگفت نیست
بر ما عجب شکفتگی اندر بهارهاست
صد بار اگر به خاک کشندم
صد بار اگر که استخوان شکنندم
گاه نیاز باز
آه هیمه‌ام که شعله برانگیزد
آن ریشه‌ام که جنگل از آن خیزد ..


سیاوش کسرایی
دیدگاه ها (۷)

چون زلف تو ام جانا ؛ در عین پریشانی!"رهی معیری"

فرقی نمی کندلنز دوربین بر روی چه تنظیم باشدتنها تصویر توستکه...

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبنداین بار می برند که زندانیت...

مثل غزل پخته سعدی ست نگاهتهر بار مرورش بکنم،باز قشنگ است... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط