{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواستم انقدر بالا بیایم

می خواستم انقدر بالا بیایم

که دیگر هیچ نسیمی عطرت را به من نرساند

و دور شوی.. نقطه شوی.. گم شوی..

بین هزار نقطه ی دیگر

اما ازین بالا

به اندازه ی یک شهر شدی...
دیدگاه ها (۳)

آخر ای دوست!نخواهی پرسید؟!که دل از دوریِ رویت ،چه کشید…سوخت ...

‌ زندگی تعداد نفس ها نیستلحظاتی ست که قلبتمیتپدبه خاطر خنده ...

🍂 زنـدگی مثل یک🍁 استکان چای است!🍂 به ندرت پیش می آید🍁 که هم ...

ﻳﺎد ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ﻛﻪ صبر کنید ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻤﺎﻧﻴﺪ، زﻳﺮا ﻃﺒﻴﻌﺖ، ﺑﺴﻴﺎر ﺑﺴﻴﺎر...

نازکن، عیبی ندارد، نازنین تر می شویبا غم این روزهای من عجین ...

در کوچه های شهر، تنهایی قدم بزن . بگذار که زنگ ناامیدی در سر...

چه می شد؟اگر این قصه ی ما پایانی نداشت، انقدر غرق تو و عشقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط