{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قامتم خم شده از آوار رفتنت، باید که

قامتم خم شده از آوار رفتنت، باید که
دستم را از زیر خاطره موهایت
بیرون بکشم، لبم را از یاد گونه‌هایت و
پایم را از قدم زدن‌هامان، به زیر باران
بعد به چشم‌هایت فکر نکنم
دیدگاه ها (۲)

هوا اینجا دلگیر است، آنجا را نمی دانماینجا جای خالی‌ات به وس...

من از "اتفاق‌های" بین‌مان می‌ترسم ازهمین چیزهایی که تو فکرمی...

گاهی باید از دیگران فاصله بگیریاگر اهمیت دادند ارزشت راخواهی...

میدونی چی حالمو خوب‌می‌کنه؟این‌کهقلباً مطمئن باشم تو فقط من ...

همخونه اجباری... پارت ۱۳۹«ویو پارک دوین»دیگه طاقت نداشتم.هوا...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط