{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبها وقتی می خوابی،وقتی آرام و مردانه می خزی زیر پتو،وقتی

شبها وقتی می خوابی،وقتی آرام و مردانه می خزی زیر پتو،وقتی نفس هایت منظم می شود...
قبلش،کمی پنجره را باز بگذار لطفا!
یک "من" نامی تپش های قلبش را پشت پنجره ی اتاقت جا گذاشته...
من،خودم که رفته ام!اما یک جفت چشم عاشق هنوز مانده اند سر همان پیچ توی کوچه تان!
دستهایم را ندیدی؟گذشتمشان کف خیابان،نزدیک همان کیوسکی که هر روز از آنجا روزنامه ورزشی می خری..
شبها پنجره ات را باز بگذار لطفا!من که رفته ام،هیچ!
اما یک "من" جا مانده پشت پنجره اتاقت...
قول می دهم بیدارت نکنم،فقط می خواهم کمی توی هوایی که "تو"نفس می کشی،زندگی کنم...
دلم می خواهد نفس بکشمت...
قول می دهم بیدار نشوی!
پنجره را باز بگذار لطفا!
قول می دهم از همین راهی که آمده ام برگردم...
نسترن_علیخانی
دیدگاه ها (۳)

سلام به همه ی دوستانم. شرمنده نتونستم این چند روز باشم و جوا...

از هیچ کس تقلید نکن ،از هیچ کس پیروی نکن ،در غیر اینصورت بدل...

هر چیزی که از ما قدرتمندتر است، لزوما نفرت‌انگیز نیست.چیزی ک...

خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود،تنها کسی است ...

✨ پارت بیست و هشتمدر اغوش زندان جیمین و کوک هر دو از اتاق رف...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۱۰جونگ کوک به حرف می-سوک نگاه کر...

✨ پارت بیست و هشتمدر اغوش زندان جیمین و کوک هر دو از اتاق رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط