{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم
: داستان های واقعی/ تا چادرت را سر نکنی، غذا نمی خورد!
آمده بود مهمانی، سر سفره هم نشسته بود، اما دست به غذا نمی زد. زن دایی پرسید: «محمد علی! مگه گرسنه نیستی؟»
همان طور که سرش پایین بود جواب داد: «می تونم یه خواهشی از شما بکنم؟ میشه چادرتون رو سرتون کنید؟!»
آن روزها یازده دوازه سال بیشتر نداشت.

شهید محمد علی رجایی
@talkhand1
telegram.me/talkhand1
دیدگاه ها (۱)

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

آمده بود مهمانی سر سفره هم نشسته بود اما دست به غذا نمی‌زد ز...

..رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم : ای فرزند آدم از آنچه ...

آمده بود مهمانی سر سفره هم نشسته بود اما دست به غذا نمی زد ز...

حیاے محمد علے ....❋یازده دوازده ساله بود و داشت با بچه‌ها ب...

🌹ناهار با چاشنی حجاب!داشت با بچه ها بازی می کرد. یازده دوازد...

#عفافگرایی#شهید_محمدعلی_رجایی#شهید_محمدجواد_باهنر❇️محمدحسین ...

داستانی از شهید غلامعلی پیچک✨﷽✨یه پسر بچه بود به نام غلامعلی...

عاشقانه های پاکقسمت هفدهفردای بله برون ک خانواده ایوب برگشتن...

قسمت هفدهفردای بله برون ک خانواده ایوب برگشتند تبریز ،ایوب ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط