{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار نبود سرنوشت اینطور رقم بخورد هرگز فکر نمیکردم که

قرار نبود سرنوشت این‌طور رقم بخورد، هرگز فکر نمی‌کردم که چنین روزی را ببینم. نمی‌توانم دور شدنت را نگاه کنم. هر قدمی که از من دور می‌شوی، زندگی‌ام یک قدم به سرگردانی نزدیک‌تر می‌شود. مراقب خودت باش❤️
دیدگاه ها (۰)

کاش خیلی زودتر از اینا می فهمیدم که زندگی من ارزشی نداره که ...

دل بهتر از همه عشق و عاشقی رو میفهمه ... چی میگن ؟؟؟ میگن از...

هر کدومتون برام زحمت کشیدید واقعا ازتون بابت همه چیز همه چیز...

سه پارتی تهیونگ ( در آغوش تو ) پارت 2

سه پارتی (تهیونگ در آغوش تو ) پارت سه ( پارت آخر )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط