روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسد به فقیری داد
روزی ثروتمندی سبدی پر از غذاهای فاسد به فقیری داد
فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت و همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا و قشنگ در سبد گذاشت و باز گردانید
ثروتمند شگفت زده شد و گفت چرا سبدی که پر از غذاهای فاسد بود را پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟!
فقیر گفت هرکس آنچه در دل دارد می بخشد...
در جهان سه چیز است که صدا ندارد
مرگ فقیر
ظلم غنی
چوب خدا
فقیر لبخندی زد و سبد را گرفته و از قصر بیرون رفت و همه آنها را دور ریخت و به جایش گلهایی زیبا و قشنگ در سبد گذاشت و باز گردانید
ثروتمند شگفت زده شد و گفت چرا سبدی که پر از غذاهای فاسد بود را پر از گل زیبا کرده ای و نزدم آورده ای؟!
فقیر گفت هرکس آنچه در دل دارد می بخشد...
در جهان سه چیز است که صدا ندارد
مرگ فقیر
ظلم غنی
چوب خدا
- ۳۳۳
- ۱۰ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط