با عجله راه میرفتم که محکم به چیزی خوردم

با عجله راه میرفتم که محکم به چیزی خوردم
“آدم” بود
منتظر بودم پرخاش کند
لبخندی زد و رفت...
به گمانم “انسان” بود....
دیدگاه ها (۱)

م‌ها تمام نمی‌شوند؛آدم‌ها نیمه‌شببا همه‌ی آنچهدر پس ذهن تو ب...

#بهتاش#پایتخت#دلار#ای_خدا

#راپید#نقاشی#طراحی#خسته

---بوسه زدن قشنگهاما بوسه به جمال کی؟جونگکوک لبخند زد؛ همون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط