آوای غمناک پیانو پارت
آوای غمناک پیانو پارت ۱
من قبل قتل مادرم خیلی آواز میخوندم و دختر شادی بودم اما الان خیلی بی احساسم و دیگه حتی نه تنها آواز نمیخونم رپ میکنم تو این فکرا بودم که با صدای پدرم خودم اومدم پ.ات: دخترم بیا کارت دارم
ات:باشه پدر
تق تق
پ.ات:بیا تو
ات:بله پدر(تعظیم کوتاه)
پ.ات:میخوام بار تو عمارت کیم به عنوان خدمت کار و.....
ات:پدر مشکلی ندارم ولی نمیخوام بازیگری کنم میشه همین جوری که هستم باشم
پ.ات:نه عزیزم ببخشید باید نقش دختری رو بازی کنی که مادرت مریضه اما اجازه میدم همین سگی که هستی باشی
ات:پدر جان ممنون بابت تعریف زیبایی که ازم کردی
ویو ات
اسم مادر رو که آورد بغضم گرفت بعد ۱۵ سال دلم میخواست گریه کنم رفتم در اتاق کوک و داستانو به کوک گفتم و تقریبا یه ۱۰ دقیقه ای گریه کردم
ویو کوک
بعد ۱۵ سال بالاخره گریه ات رو دیدم دلم میخواست تو این چند سال به ات بگم ات گریه کن گریه نشانه ضعف نیست اما هیچوقت نگفتم ات منو از ته دل بغل کرد و گریه کرد و خالی شد یعنی من احساس کردم خالی شد
بهشتی(ادمین صحبت میکنه)خب یه توضیح بدم چرا کوک میگه فک کردم خالی شد چون ات رفت تو اتاق و دو ساعت گریه کرد و تلاش کرد کوک نفهمه اما خب ادمین فضولتون به کوک گفت ولی کوک خواب بود خخخخخخ
ویو ات
وسایلم رو جمع کردم چون فردا ساعت شیش صب باید برم رفتم برای استخدام که..................
من قبل قتل مادرم خیلی آواز میخوندم و دختر شادی بودم اما الان خیلی بی احساسم و دیگه حتی نه تنها آواز نمیخونم رپ میکنم تو این فکرا بودم که با صدای پدرم خودم اومدم پ.ات: دخترم بیا کارت دارم
ات:باشه پدر
تق تق
پ.ات:بیا تو
ات:بله پدر(تعظیم کوتاه)
پ.ات:میخوام بار تو عمارت کیم به عنوان خدمت کار و.....
ات:پدر مشکلی ندارم ولی نمیخوام بازیگری کنم میشه همین جوری که هستم باشم
پ.ات:نه عزیزم ببخشید باید نقش دختری رو بازی کنی که مادرت مریضه اما اجازه میدم همین سگی که هستی باشی
ات:پدر جان ممنون بابت تعریف زیبایی که ازم کردی
ویو ات
اسم مادر رو که آورد بغضم گرفت بعد ۱۵ سال دلم میخواست گریه کنم رفتم در اتاق کوک و داستانو به کوک گفتم و تقریبا یه ۱۰ دقیقه ای گریه کردم
ویو کوک
بعد ۱۵ سال بالاخره گریه ات رو دیدم دلم میخواست تو این چند سال به ات بگم ات گریه کن گریه نشانه ضعف نیست اما هیچوقت نگفتم ات منو از ته دل بغل کرد و گریه کرد و خالی شد یعنی من احساس کردم خالی شد
بهشتی(ادمین صحبت میکنه)خب یه توضیح بدم چرا کوک میگه فک کردم خالی شد چون ات رفت تو اتاق و دو ساعت گریه کرد و تلاش کرد کوک نفهمه اما خب ادمین فضولتون به کوک گفت ولی کوک خواب بود خخخخخخ
ویو ات
وسایلم رو جمع کردم چون فردا ساعت شیش صب باید برم رفتم برای استخدام که..................
- ۲۰۴
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط