{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو جاده تصادف شده بود، همه جمع شده بودن.

تو جاده تصادف شده بود، همه جمع شده بودن.
منم واسه اینکه صحنه رو از نزدیک ببینم از اون ور داد زدم گفتم: «برید کنار من پدرشم!»
وقتی رسیدم دیدم اونی که تو خیابان افتاده یه الاغه!
:|
دیدگاه ها (۳)

میگن ارمین ۲afm دوست دخترشو در حال لایک کردن صفحه علیرضا حقی...

ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ " ﺳﮓ" ﻫﻮﺍﯼ " ﮔﻠﻪ" ﺭﺍﺩﺍﺭﺩ .. ﻏﺎﻓﻞﺍﺯ ﺍ...

خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی؛ ندادی; دادی پس گرفتی؛ ند...

چشماش خوشگله؟

𝓹𝓪𝓻𝓽 21ات ویو رفتم اون وو همیو دیدم همی داشت تعریف میکرد . ه...

ستاره ی من(پارت۵)

رمان عشق مافیا پارت 2 از زبان ا/تگفتم : تو چی گفتی 😠🤨تو فکر ...

چند پارتی درخواستی

وقتی خیانت می‌کنه.پارت دو.

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:8ویو جونگکوک ...

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط