مرا در میان روزهاے خسته اتپیدا خواهے ڪردوقتے ڪه شانه ے هیچ ڪسے آرامت نمیڪند برمی گردے و پاره هاے قلبے را مے بینے ڪه دیگر نمیتپد... ڪه از من یک جسد مانده و از تو خروارها ردپا