{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره را باز کردم

پنجره را باز کردم

نفس بیاید

عطر تو آمد

قرار رفت ..

#حامد_عبداللهی
دیدگاه ها (۱)

گفتی اگر دانی مراآیی و بستانی مراای هیچگاهِ ناکجاگو کِیکجا ب...

برای من که چنینمتو جان متصلیمرا ز خود مکن ای جان جداکه میمیر...

‏تو ز ما فارغ و ‏ما از تو پریشان ‏تا چند .. !؟#سعدی

اَندر تَن من جان و رگ و خونهمه اوست ..#مولانا

تو رد شدیعطر تو ورزید برمزار مننفس کشید سینه ی منی که جان ند...

غروب که شد ،هرجای این شهر آهنی بودی خودت را به خانه ام برسان...

باز کن پنجره رامن تو راخواهم برد،به سرِ رود خروشان حیات،آب ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط