لبخند انار

📖لبخند انار

📝معرفی کتاب
آقای حشمت که راه رفتنش مشکل داشت و پا درد امانش را بریده بود،به سختی خودش را رساند پشت میکروفون:
ضمن سلام خدمت همکلاسیها و همدوره‌ای‌های خودم.
نمی‌دانید بعد از سی سال وقتی چهره شما را می‌بینم چه حالی میشوم.انگار همه‌ی شما را گریم کرده‌اند.خودم هم همینجور شده‌ام ولی چون هر روز خودم را میبینم حالیم نیست...

✍🏻نویسنده:#هوشنگ_مرادی_کرمانی
📚
#read_a_book
دیدگاه ها (۰)

📖زندگی پدرم📝معرفی کتاب باید به خودت اطمینان و عقیده داشته با...

در ظاهر روی پاهایم ایستاده‌ام. گاهی می‌خندم و گاهی گریه می‌ک...

امیدوارم حال خوبت تکراری ترین اتفاق زندگیت باشه •تولدت مبارک...

فقط+آخرش😂#read_a_book

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط