part
part:1
ژانر:عاشقانه 'پلیسی؛انتقامی
نیم :گیسو کمند #کمند:مامان من دارم میرم مدرسه ها یادت نره باقلوا درصت کنی
+کمند چرا داد میزنی الان همسایه ها میریزن بعدشم لباس گرم بپوش دخترم هوا کمی سرده سرما نخوری
کلاه بابا نوےلمو با بادی سرخ رنگم و نیم بوت های خزم وکه در حالی که وارد اشپز خونه میشدم گفتم ؛اها ببین چقدر جونمو دوص دارم قبل از گفتن شما مادمازل هم پوشیدم
مامان خندیدو گفت؛اره دیگا از اولم به خودشیفتگی و مغروریت بی جات معروفی دیگه
بوس محکمی از صورت تپل سفیدش گرفتم و گفتم ؛ممنون بابت تعریفاتون یادم باشه برگشتی برم مش رجبو بغل کنم
مامان با تشر گفت؛کمند !
که بو خنده گفتم باش مامان تو نزن خداحافظ
وقتی از حیاط امدم بیرون میخواستم یکم فاز این فیلم ترکیارو بردارم قشنگ خودمو به هوا بسپارم این موهای لامصب نمیزاره که اقا اصلن من این موهای لخت بی ترکیبو نداشته باشم باید کیو ببینم
اه داشتم با خودم غر غر میکردم هیشکی تو کوچه نبود پیچیدم کوچه احمدی نمدونم من همیشه از این کوچه احمدی میترسم ی چیز نمدونم حال و هواش یجوریه که انگار الاناص که زامبیت با بلب بلب بلب کنان بیان خاک توسرمن
که با پیچیدن ی جنسیس مشکی بلند شاخ که ن دمم در اوردم
تا حالا همچین ماشینی از صد کیلومتری این کوچه رد نشده بود چ برسه بپیچع ت کوچه ببین مال کدوم مایه دار خریه ها راش افتاده اینجا
(تو ی لحضه خفه شو تورو جوون جدت)
اها این وجدان خوشگلمم پیداش شد
کا با ترمز کردن ماشین بطرز بدی کنار م جیغ کوتاهی کشیدم
وای سکته رو زدم
حاضر شدم ی فحش ابدار بدم نوش جان کنه که باپیدا شدن ی مرد قول بیابون حرفم ماسیده شد تو دهنم منو چ فحش به این مردک چ غلطا
که با صدای خشن و بمش گفت:ببخشید دختر خانم کوچه رهنما کجاس ؟
اها پس ادرس میپرسه با اخم گفتم ؛شما این خیابانو میپیچید بالا و چهار راه مقدسه میاد جلوتون دص راست ...
برگشتم بقیه ادرسو بهش بگم که با قرار گرفتن دستمال سفید بد بویی و جیغ منو کول شدنم...سیاهیی مطلق
****
باریخته شدن اب یخی روی سرم انگار برق ۶۰ولتی بهم وصل کرده باشن پریدم بالا ولی تکون نخوردم و ی هیییین بلندی کشیدم
ولی.....من کجام چشام تار میدید و سرم درد میکرد انگار انباری بود انباری خالی با ی کاناپه بزرگ وسط اانباری و ی تخت اون گوشع اما خون به مغزم دویید همه چی یادم امد ا ن جنسیس مشکی ادرس و قول بیابون و دستمال بد بو حالاهم اینجا+به به کمند خانم افتخار دادن بلند شدن
ژانر:عاشقانه 'پلیسی؛انتقامی
نیم :گیسو کمند #کمند:مامان من دارم میرم مدرسه ها یادت نره باقلوا درصت کنی
+کمند چرا داد میزنی الان همسایه ها میریزن بعدشم لباس گرم بپوش دخترم هوا کمی سرده سرما نخوری
کلاه بابا نوےلمو با بادی سرخ رنگم و نیم بوت های خزم وکه در حالی که وارد اشپز خونه میشدم گفتم ؛اها ببین چقدر جونمو دوص دارم قبل از گفتن شما مادمازل هم پوشیدم
مامان خندیدو گفت؛اره دیگا از اولم به خودشیفتگی و مغروریت بی جات معروفی دیگه
بوس محکمی از صورت تپل سفیدش گرفتم و گفتم ؛ممنون بابت تعریفاتون یادم باشه برگشتی برم مش رجبو بغل کنم
مامان با تشر گفت؛کمند !
که بو خنده گفتم باش مامان تو نزن خداحافظ
وقتی از حیاط امدم بیرون میخواستم یکم فاز این فیلم ترکیارو بردارم قشنگ خودمو به هوا بسپارم این موهای لامصب نمیزاره که اقا اصلن من این موهای لخت بی ترکیبو نداشته باشم باید کیو ببینم
اه داشتم با خودم غر غر میکردم هیشکی تو کوچه نبود پیچیدم کوچه احمدی نمدونم من همیشه از این کوچه احمدی میترسم ی چیز نمدونم حال و هواش یجوریه که انگار الاناص که زامبیت با بلب بلب بلب کنان بیان خاک توسرمن
که با پیچیدن ی جنسیس مشکی بلند شاخ که ن دمم در اوردم
تا حالا همچین ماشینی از صد کیلومتری این کوچه رد نشده بود چ برسه بپیچع ت کوچه ببین مال کدوم مایه دار خریه ها راش افتاده اینجا
(تو ی لحضه خفه شو تورو جوون جدت)
اها این وجدان خوشگلمم پیداش شد
کا با ترمز کردن ماشین بطرز بدی کنار م جیغ کوتاهی کشیدم
وای سکته رو زدم
حاضر شدم ی فحش ابدار بدم نوش جان کنه که باپیدا شدن ی مرد قول بیابون حرفم ماسیده شد تو دهنم منو چ فحش به این مردک چ غلطا
که با صدای خشن و بمش گفت:ببخشید دختر خانم کوچه رهنما کجاس ؟
اها پس ادرس میپرسه با اخم گفتم ؛شما این خیابانو میپیچید بالا و چهار راه مقدسه میاد جلوتون دص راست ...
برگشتم بقیه ادرسو بهش بگم که با قرار گرفتن دستمال سفید بد بویی و جیغ منو کول شدنم...سیاهیی مطلق
****
باریخته شدن اب یخی روی سرم انگار برق ۶۰ولتی بهم وصل کرده باشن پریدم بالا ولی تکون نخوردم و ی هیییین بلندی کشیدم
ولی.....من کجام چشام تار میدید و سرم درد میکرد انگار انباری بود انباری خالی با ی کاناپه بزرگ وسط اانباری و ی تخت اون گوشع اما خون به مغزم دویید همه چی یادم امد ا ن جنسیس مشکی ادرس و قول بیابون و دستمال بد بو حالاهم اینجا+به به کمند خانم افتخار دادن بلند شدن
- ۷.۱k
- ۱۲ فروردین ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط