{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تونیستی هزار و یک شب تنهایی راپای برهنه درکوچه هایی

وقتی تونیستی هزار و یک شب تنهایی راپای برهنه درکوچه هایی قدم میگذارم که متبرک به قدمهای توست...تمام کوچه های بن بست قدیمی هنوزهم تکیه گاه شانه های خسته ی دختر شبگردی هستند که یک شب با افسون ماه به کوچه قدم گذاشت و هرگز باز نگشت...کجای این دنیای بی در و پیکر گم شده ای که از تو چیزی جز چندتصویرناتمام در ذهن آیینه ی شکسته و صدایی نامفهوم چون پچ پچ دو پرنده ی تنها بر سیمهای لخت برق بجا نمانده است...یکشب از رویاهایم بیرون بیا بگذاراین خط خطی های گنگ و پریده رنگ در واقعیت تن پوشی بر قامت بلند تو باشد..و دوباره مرابا افسون صدایت شبگرد کوچه ها کن.....m.h
دیدگاه ها (۳)

فقط چند قدم تا نیلـــــی شدن ... فقط چند قدم از کــــوچه ت...

♨️بقائی: ارتقای امنیت تنگه هرمز مستلزم لغو کامل تحریم‌های آم...

♨️دسترسی هکرها به اطلاعات ۵۰۰ افسر اطلاعاتی عربستان🔹گروه «دف...

♨️عذرخواهی محسن برهانی از بهادری جهرمی پس از محکومیت در دادگ...

♨️ایران دوباره قهرمان المپیاد نجوم و اخترفیزیک شد🔹تیم ملی ال...

♨️نیروهای مسلح یمن کنترل منطقه اخمور را به دست گرفتند و به س...

داداشہ بانو حنا ھستم کلی کار دارہ فعلا داشیتون رو اکشہ الان ...

🎥ایرانی خارج نشین یازده سال پیش فرمایش امام خامنه ای شهید را...

🔴کشور ما را نه آمریکا نابود کرد نه تحریم و نه مکانیسم ماشه....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط