در هیاهوی گشت و گذارها

در هیاهـوی گشت و گذارهاے
عصــرجمعـہ...
من در یڪ مڪان ساده و ڪوچڪ بنام خانـہ ....
پشتِ پنجره رو به دلتـنگی ....
با رقـصِ قاصدڪها ...
خاطراتت را پخش میڪردم....


شیوامیثاقی
دیدگاه ها (۰)

بیدار مانده ام که تو را شعر کنمهزار خیال آمد وتو اما نیامدی ...

برایم غریب بمانکه هر که دل به او بستماهل رفتن شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط