یکی از فامیلامون رفته بود سفر
یکی از فامیلامون رفته بود سفر
تو راه باماشین رفته بود ته دره
آقا مارفتیم بیمارستان ملاقاتش یه یارو بود رو تخت بغلیش سرتا پاش تو گچ بود همینطور بهوش که میومد فحش میداد به فامیل ما تادوباره بیهوش می شد..
به فامیلمون گفتیم این چشه؟؟
گفت: والا ماکه تو شب داشتیم تو جاده میرفتیم این یارو موتورش چراغ نداشته پشت سر ما میومده ماکه رفتیم ته دره اینم فکر کرده من دنبال جاده میرم اونم اومد دنبالم ته دره....
تو راه باماشین رفته بود ته دره
آقا مارفتیم بیمارستان ملاقاتش یه یارو بود رو تخت بغلیش سرتا پاش تو گچ بود همینطور بهوش که میومد فحش میداد به فامیل ما تادوباره بیهوش می شد..
به فامیلمون گفتیم این چشه؟؟
گفت: والا ماکه تو شب داشتیم تو جاده میرفتیم این یارو موتورش چراغ نداشته پشت سر ما میومده ماکه رفتیم ته دره اینم فکر کرده من دنبال جاده میرم اونم اومد دنبالم ته دره....
- ۲.۶k
- ۲۱ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط