{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[پارت اول]

[پارت اول]
[اسمی هنوز برای سناریو به ذهنم نرسیده]
.
.
.
ا/ت گوششو به در چسبوند و سعی کرد به بحث داخل اتاق گوش کنه
-باید بزاریمش یتیم خونه
+مهم نیست، ولی چرا؟
-اون فقط یه بار اضافست، دختره ی بی مصرف
نه مثل خواهرش زیباست، نه مثل خواهرش میتونه کار کنه،
+راست میگی مرد، حتی کویرک هم نداره، هرچی زود تر ببرش
-صبح یا فردا میبرمش یتیم خونه از دستش خلاص شیم
با شنیدن این حرفا چشمان ا/ت پر اشک شد، هرچی باشه، شنیدن همچین حرف هایی از مادر و پدرت دردناکه، مخصوصا وقتی که فقط ۱۰ سال داشته باشی
ولی خوب، از دست یه بچه ۱۰ ساله چی برمیاد جز قبول کردن تقدیرش؟
خیلی بی سرو صدا به اتاقش برگشت، اتاق که چه عرض کنم، درواقع به زیرزمین خونه،
مادر و پدر ا/ت همیشه لباس های زیبا، گردنبند، گوشواره، دست بند، های طلا یا نقره برای خواهرش میگرفتند، و غذا های چرب و چلیل و لذیذ همیشه برای خواهر کوچیک ترش بود، و برای ا/ت و پس مونده های غذا های خواهر کوچیک ترش که میموند رو به ا/ت میدادند بخوره، و خوب خواهر کوچک تر ا/ت معمولا کل غذاها رو میخورد، مگر اینکه زیادی سیر شده باشد، یا سبزیجات رو نخورده باشد، و درمورد حرفای پدر و مادر ا/ت در مورد اینکه ا/ت به اندازه خواهرش زیبا نیست، خوب درسته، ا/ت مثل خواهرش موهای بلوند درخشان و زیبا نداشت، یا پوستی به روشنی برف، یا چشمان آبی، موهایش مشکیست، و چشمانش قهوه ای تیره، و پوستش گندمی. خواهر کوچک ترش کویرک (کوسه/قدرت) اش این بود که میتوانست از دهانش لیمو پرت کنه بیرون، اونقدر ها هم مورد استفاده نبود ولی خانواده ا/ت اون لیمو ها رو میفروختن، لیمو ها اکثرا خراب بودند و بعضی از انها سالم بودند، برای همین پول زیادی ازش در نمیومد، ا/ت هم که کویرک (کوسه/قدرت) نداره.
___
ا/ت با چشمان اشک آلود که به سختی سعی میکرد گریه نکند روی تُشَکِ پاره و کثیف، درازکشید به پهلو پاهایش رو در شکمش جمع کرد، عروسک مخملی المایت رو که وقتی ا/ت بچه بود یک پسر بچه بهش داده بود رو در آغوشش گرفت، ««فلش بک به ۶ سالگی»»
ا/ت بعد از کتک خوردن از پدر مستش زیر یک درخت در یک پارک نشسته بود و داشت اروم گریه میکرد.. یک پسر بچه کوچک که همسن و سال ا/ت بنظر میرسید به سمت ا/ت اومد..
دیدگاه ها (۱۲)

[ادامه پارت اول]-هی.. حالت خوبه؟ا/ت اروم سرش رو از روی زانو ...

مرسی از کامنت بارون کردنم داخل پست قبلی😃💔 (بخاطر همون یه نفر...

این همه نوشتماخرش ویسگون چون نوشته زیادیه نمیزاره پست کنم(╥_...

مشخصات:

پارت دومدازای برای اینکه بتونه حالش رو بهتر کنه ،با خودش فکر...

چند پارتی نامجون درخواستی وقتی بین تو و داداشت فرق میذاشت pa...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط