{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکـه یخی که عـاشـق ابــرعـذاب می

تکـه یخی که عـاشـق ابــرعـذاب می
شود 
سر قـرار عـاشـقی همیـشـه آب می شود

به چشم فرش زیـر پـا سقف که مبتلا شود
روز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود
کـنـار قـله های غـم نخوان برای سـنـگ ها
کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود

بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کند
صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود...
چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود
دیدگاه ها (۳)

یک نامه ام، بدون شروع و بــــدون نامامــروز هـم مطابق معمـــ...

کدووووووووم؟؟؟؟؟کامنت لطفا!!!!!

شرمی‌ست در نگاه ِ من؛ اما هراس نهکم‌صحبتم میان شما، کم حواس ...

از اعماق رویاهایم،فریادهایم را سکوت میکنم تا در حقیقت بمیرد ...

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط