پارت ۱۷:
پارت ۱۷:
مزاحم
(هنوز توی فلش بکیم ✌🏻)
همه داشتن مایکی رو سرزنش میکردن
دراکن: مایکی رفیق تا کی میخوای این موتور داغون رو نگه داری ؟ خیر سرت فرماندمونی !...با یه موتور جدید عوضش کن
مایکی : من مشکلی ندارم تازه تو داری موتور منو مسخره میکنی ؟!
دراکن :اون فقط یه موتور داغونه! تو حتی نمیتونی باهاش گاز بدی
میتسویا: بعضی ها به همین هم مینازن و میگن باهاش از همه جلو میزنن
پاچین : این که شبیه مایکیه !
کازوتورا : البته نیازی نیست نگرانش باشیم چون خیلی خیلی اروم میرونه
مایکی ( یکم اعصبانی ):چی زر زدین ؟!
دراکن اهی کشید و گفت: میدونم نمیخوای چیزی جز S.B 250T ( اسم موتورش چقدر سخته 🗿)سوار بشی ولی هیچ ارشدی نیست که بهت موتور بده
تا مایکی میخواست جوابش رو بده یه دسته پسر های بزرگ تر با لباس های بنفش که مال یه گنگ دیگه بود از راه رسیدن
یکی از اون پسر ها : هی هی این بچه احمق ها رو ببینید که از این لباس گنگ ها پوشیدن ! اصلا به قیافه های احمقانتون نماید
یکی دیگه از اون پسر ها : توکیو مانجی گنگ ؟ حتی اسمش رو هم نشنیدم
سوزومه ( سرد ) : خوب شاید بهتر بود گوش های چرکت رو تمیز کنی چون اسمش که خیلی پیچیده اگه نشنیدی یا خیلی از خبر ها عقبی یا احمقی
پسر: چی گفتی !!!!!
اون یکی پسر: شما از کدوم گوری پیداتون شد !
بعد به همه نگاه انداخت و ادامه داد : اگه شما کوچولو ها برای تفریح اومدین بهتره توی حیاط خونتون بمونین و انجامش بدین !!!
یکی از پسر ها چماق به دست از موتورش پیاده شد و گفت : حالا که هم رو دیدیم میخوام این موتور دغوان رو تیکه تیکه کنم
و به موتور مایکی اشاره کرد
مایکی با خونسردی: اکه انگشتت به موتور قشنگم بخوره میکشمت
سوزومه پوزخند مرموزی میزنه ومیگه : ایده خوبیه ! نصفشون رو من میکشم نصفشون رو تو
میتسویا: ما رو هم حساب کن
مرد خندید : حرف های گنده تر از دهنتون میزنین ...خوب حالا هر چی
بعد سوار موتورش شد و قبل از رفتن گفت : دفعه بعدی که ببینمتون خورد و خاکشیرتون میکنیم ها
یکی دیگه از پسر ها : موتور هاتون رو هم اتیش میزنیم
سوزومه اونقدر بلند این رو گفت که اون پسر ها هم بشنون : برو بابا بزار باد بیاد اکه فکر میکنین خیلی ترسناکید بهتره برید مهد کودک ببینید چند تا بچه میاد میگن بیا خاله بازی کنیم ( تخریب ۱۰۰ از ۱۰۰ 😂)
همه به حرف سوزومه ریشخند زدن و رفتن اون ها رو نگاه کردن
باجی : خوب میگی چی کار کنیم ؟ بکشیمشون ؟
کازوتورا: با تعدادی که داریم میتونیم خورد و خاکشیرشون کنیم
میتسویا: ولش کن اونها که همین الان هم رفتن
سوزومه ( به شوخی ): اگه واقعاً کشتن در کار باشه بلدم جسد قایم کنم هااا
دراکن همنطور که داشت غرغر میکرد گفت : همش به خاطر موتور قراضه توعه مایکی !!!
همه با هم : صد در صد
مایکی : چیییییی
§×§×§×§×§×§×§×§×§×§×§×§
چند دقیقه بعد توی راه :
کازوتورا : شما دیگه خیلی مهربونین ! باید این احمق ها رو مشت بارون میکردین !
باجی: نه بابا ( پوزخند باجی پسند 😂) مایکی از وقتی با دراکن و بقیه اشنا شده ارومه وگرنه در حالت عادی داشت اونها رو کتک میزد
کازوتورا : من بدون اینکه چیزی بگم میزدم صورتش رو له میکردم
تا باجی اومد چیزی بگه سوزومه با سرعت بالا از بین موتور های کازوتورا و باجی رد شد
سوزومه: میبینم که عقب افتادین !!!
باجی : تو خفه !!! وقتی اون موتور قشنگت سر همین چیز ها خط افتاد و محبور شدی بدی صافکاری میفهمی کی عقب افتاده
یک دفعه موتور مایکی با یه صدای بلند خاموش شد همه وایستادن ببینن چی شده
سوزومه : مایکی موتورت چه مرگشه ؟ دِ روشن کن بریم دیگه !!!
مایکی : فکر کنم بنزین تموم کرده
پاچین : مـــــایـــکـــــی !!!!
دراکن : مسخره کردی؟!؟!
متسوریا : چند بار گفتیم راه طولانیه !
باجی : برو پمپ بنزین!!!
کازوتورا: اره ما هم یواش یواش میریم ساحل !!!
سوزومه : توی برنامه ریزی افتضاحی !!!
مایکی ( شبیه بچه های ۲ ساله ): وایستا !!! این یه موقعیت اضطراریه ! الان تومان توی یه موقعیت جدیه
باجی ( گیج): هاااا؟
کازوتورا : نه خیر این مشکله توعه مایکی !
مایکی ( حالت فرمانده گرفته 😂💔): این فقط مشکل من نیست چون کسی که قراره بره پمپ بنزین
همه میدونستن مایکی چی قراره بگه پس با قیافه پوکر نگاهش کردن
میتسویا: نگو که
سوزومه ( تیک اعصبی ): بازم شروع شد
دراکن: دوباره
مایکی :......
[][][][][][][][][][]
بقیه پارت بعد
(~‾▿‾)~
راستی راضی بودین از این پارت /ᐠ。ꞈ。ᐟ\
مزاحم
(هنوز توی فلش بکیم ✌🏻)
همه داشتن مایکی رو سرزنش میکردن
دراکن: مایکی رفیق تا کی میخوای این موتور داغون رو نگه داری ؟ خیر سرت فرماندمونی !...با یه موتور جدید عوضش کن
مایکی : من مشکلی ندارم تازه تو داری موتور منو مسخره میکنی ؟!
دراکن :اون فقط یه موتور داغونه! تو حتی نمیتونی باهاش گاز بدی
میتسویا: بعضی ها به همین هم مینازن و میگن باهاش از همه جلو میزنن
پاچین : این که شبیه مایکیه !
کازوتورا : البته نیازی نیست نگرانش باشیم چون خیلی خیلی اروم میرونه
مایکی ( یکم اعصبانی ):چی زر زدین ؟!
دراکن اهی کشید و گفت: میدونم نمیخوای چیزی جز S.B 250T ( اسم موتورش چقدر سخته 🗿)سوار بشی ولی هیچ ارشدی نیست که بهت موتور بده
تا مایکی میخواست جوابش رو بده یه دسته پسر های بزرگ تر با لباس های بنفش که مال یه گنگ دیگه بود از راه رسیدن
یکی از اون پسر ها : هی هی این بچه احمق ها رو ببینید که از این لباس گنگ ها پوشیدن ! اصلا به قیافه های احمقانتون نماید
یکی دیگه از اون پسر ها : توکیو مانجی گنگ ؟ حتی اسمش رو هم نشنیدم
سوزومه ( سرد ) : خوب شاید بهتر بود گوش های چرکت رو تمیز کنی چون اسمش که خیلی پیچیده اگه نشنیدی یا خیلی از خبر ها عقبی یا احمقی
پسر: چی گفتی !!!!!
اون یکی پسر: شما از کدوم گوری پیداتون شد !
بعد به همه نگاه انداخت و ادامه داد : اگه شما کوچولو ها برای تفریح اومدین بهتره توی حیاط خونتون بمونین و انجامش بدین !!!
یکی از پسر ها چماق به دست از موتورش پیاده شد و گفت : حالا که هم رو دیدیم میخوام این موتور دغوان رو تیکه تیکه کنم
و به موتور مایکی اشاره کرد
مایکی با خونسردی: اکه انگشتت به موتور قشنگم بخوره میکشمت
سوزومه پوزخند مرموزی میزنه ومیگه : ایده خوبیه ! نصفشون رو من میکشم نصفشون رو تو
میتسویا: ما رو هم حساب کن
مرد خندید : حرف های گنده تر از دهنتون میزنین ...خوب حالا هر چی
بعد سوار موتورش شد و قبل از رفتن گفت : دفعه بعدی که ببینمتون خورد و خاکشیرتون میکنیم ها
یکی دیگه از پسر ها : موتور هاتون رو هم اتیش میزنیم
سوزومه اونقدر بلند این رو گفت که اون پسر ها هم بشنون : برو بابا بزار باد بیاد اکه فکر میکنین خیلی ترسناکید بهتره برید مهد کودک ببینید چند تا بچه میاد میگن بیا خاله بازی کنیم ( تخریب ۱۰۰ از ۱۰۰ 😂)
همه به حرف سوزومه ریشخند زدن و رفتن اون ها رو نگاه کردن
باجی : خوب میگی چی کار کنیم ؟ بکشیمشون ؟
کازوتورا: با تعدادی که داریم میتونیم خورد و خاکشیرشون کنیم
میتسویا: ولش کن اونها که همین الان هم رفتن
سوزومه ( به شوخی ): اگه واقعاً کشتن در کار باشه بلدم جسد قایم کنم هااا
دراکن همنطور که داشت غرغر میکرد گفت : همش به خاطر موتور قراضه توعه مایکی !!!
همه با هم : صد در صد
مایکی : چیییییی
§×§×§×§×§×§×§×§×§×§×§×§
چند دقیقه بعد توی راه :
کازوتورا : شما دیگه خیلی مهربونین ! باید این احمق ها رو مشت بارون میکردین !
باجی: نه بابا ( پوزخند باجی پسند 😂) مایکی از وقتی با دراکن و بقیه اشنا شده ارومه وگرنه در حالت عادی داشت اونها رو کتک میزد
کازوتورا : من بدون اینکه چیزی بگم میزدم صورتش رو له میکردم
تا باجی اومد چیزی بگه سوزومه با سرعت بالا از بین موتور های کازوتورا و باجی رد شد
سوزومه: میبینم که عقب افتادین !!!
باجی : تو خفه !!! وقتی اون موتور قشنگت سر همین چیز ها خط افتاد و محبور شدی بدی صافکاری میفهمی کی عقب افتاده
یک دفعه موتور مایکی با یه صدای بلند خاموش شد همه وایستادن ببینن چی شده
سوزومه : مایکی موتورت چه مرگشه ؟ دِ روشن کن بریم دیگه !!!
مایکی : فکر کنم بنزین تموم کرده
پاچین : مـــــایـــکـــــی !!!!
دراکن : مسخره کردی؟!؟!
متسوریا : چند بار گفتیم راه طولانیه !
باجی : برو پمپ بنزین!!!
کازوتورا: اره ما هم یواش یواش میریم ساحل !!!
سوزومه : توی برنامه ریزی افتضاحی !!!
مایکی ( شبیه بچه های ۲ ساله ): وایستا !!! این یه موقعیت اضطراریه ! الان تومان توی یه موقعیت جدیه
باجی ( گیج): هاااا؟
کازوتورا : نه خیر این مشکله توعه مایکی !
مایکی ( حالت فرمانده گرفته 😂💔): این فقط مشکل من نیست چون کسی که قراره بره پمپ بنزین
همه میدونستن مایکی چی قراره بگه پس با قیافه پوکر نگاهش کردن
میتسویا: نگو که
سوزومه ( تیک اعصبی ): بازم شروع شد
دراکن: دوباره
مایکی :......
[][][][][][][][][][]
بقیه پارت بعد
(~‾▿‾)~
راستی راضی بودین از این پارت /ᐠ。ꞈ。ᐟ\
- ۱۶.۱k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط