{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گروگان_قلبم

#گروگان_قلبم
#part_29


-حرف بزن حروم زاده از جونش چی میخواستی ؟!!!
(تهیونگ عصبی و تهدید وار گفت و سیلی محکمی توی صورتش خوابوند که صورتش به طرفی پرت شد )
-دفعه دیگه انقدر باهات خوب رفتار نمیکنم مستقیم میفرستمت اون دنیا پس دهن باز کن و حرف بزن !  براچی اون کار کردی ؟؟؟
(با ساکت موندن  دوباره طرف مقابلش کلتی که همیشه همراهش بود از کمرش در اورد و روش نشونه گرفت )
-میگی یا نه ؟
(ترسیده نگاهش بالا اومد و با لکنتی که از ترس بهش هجوم اورده بود گفت )
÷باش.. باشه میگم .. فق..فقط شلیک ... نکن ..
-بنال
÷ تو ی یه جلسه کاری وقتی با رئیسم رفته بودیم برای قرارداد جدید به شرکت جئون دیدمش و ازش خوشم اومد ولی وقتی بهش اعتراف کردم قبول نکرد و پسم زد ولی همه جوره سعی کردم راضیش کنم که باهام باشه ولی گفت از یه الفا دیگه خوشش میاد بعدا فهمیدم اون الفا تویی و جونگکوک .
دیدگاه ها (۰)

#گروگان_قلبم #part_30 (ادامه حرفش با سیلی که توی گونه سمت چپ...

#گروگان_قلبم #part_29+بازم میخوای انکار کنی ؟؟ بگی تو نیستی؟...

گردباد خونین

part 39🍋‍🟩&یعنی...یعنی اون بهم دروغ گفت؟- آره & آخه چرا...چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط