{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۴

پارت ۱۴
تانجیرو: چرا؟.
من: چون...
حال ندارمممممممممم
خوابم میه
گرما منو گیرفته
و همینا.
زنیتسو: چه دلایل خوبی.
من: مشکلیییییی داریییییی هاننننن؟.
زنیتسو: نههههه به خدااااا نهههههه.
گیو: دوست دارم برگردم به دنیای خودم‌.
من: خوب خوب من زیاد اینجا نیستم برای همین سریع گم شید برین نزوکوو رو پیدا کنیددد.
همه: ._____.
من(:
من: بای.
سانمی:کجا میری برگرد اینجا حرومزاده.
من: به من گفتی حرومزاده؟
شینهههههههههه
من برم این سانمی رو بکشم میام.
همون لحظه نزوکو با سر و روی زخمی پیداش میشه و تانجیرو میدوهه نزوکو رو بخ__
نه نه بغل می‌کنه.
من: آخی چه ک__
گنیا: تمومش کن.
من:⁦ತ_ತ⁩.
گنیا:⁦.⁦^_^⁩
من: آخی چه کیوتایی
ولی...
دیگه کسخل بازی بسه بهتره برین وسط جنگل چادر بزنید.
شینوبو: چرا ؟.
من: چون اون هر لحظه پیداش میشه و شما ها اونجا چند تا از مهم ترین شخص های زندگیتون رو ملاقات میکنید به اضافه اون دختری که میفرستم اونجا.
مویچیرو: قراره کیا رو ببینیم؟.
من: نمیگم ولی به تو هم ربط داره.
یویچیرو: ولش نی چان چند تخته اش کمه.
من:⁦(+___+)⁩
تخته ها:⁦.⁦乁( •_• )ㄏ⁩
همچنان من: (+_____+)
دیدگاه ها (۰)

من رمان شیطان کش رو توی کالکشن مرتب کردم بخونید

آقا تا این پست سه تا کامنت و هشت تا لایک نخوره من پارت نمدما...

این آهنگ عشقهمیفهمی چی میگم؟عشقههه

ملسییییی

سایت چه باحال شده_عا اون پستی که گذاشتم رو فراموش کنین یه لح...

کپی ممنوع.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط