{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم میخواد دوره بیفتم تو شهر

دلم می‌خواد دوره بیفتم تو شهر
به دنبال صدایِ گلیِ...ع گُلْ بزنم تو کوچه پس کوچه‌هاش
صدارو گم کنم دوباره بگردم،بچرخم تا دوباره بشنوم
گلیِ...ع گل بدواَم تندی خودمو برسونم بهش یه جعبه پامچالُ یه گلدونِ یاس رازقیُ و چنتام شمعدونی از هر رهنگش بخرم
با اینکه اهل چکُ چونه زدنم تندی پولشو حساب کنم یه چند ده تومنی‌م اضافه تر واسه‌ی عیدی بدمُ نخوامم که گلدوناشو عوض کنه
تندی با همون گلدونای لب پرُ لب شکسته بیارمشون تو حیاطِ خلوتِ پشتیِ خونه بچینمشون پشت هره‌ی پنجره‌ها تا هر روزِ بعد از این چشمم با دیدنشون برق بزنه
تا هر روزِ بعد از این واسشون بخونم
خونه ما قصه داره ، آلبالو و پسته داره
پشت خنده‌هایِ گرمش ، آدمای خسته داره
خونه ما شادی داره ، توی حوضاش ماهی داره
کوچه هاش توپ بازی داره ، گربه های نازی داره
خونه ما گرم و صمیمی ، رو دیواراش عکسای قدیمی
عکسِ بازی تویِ اِیوون
🍃
#زندگی_درهمین_حوالیست
دیدگاه ها (۲)

تمامِ گنجشکانِ شهر،منتظرِ باز شدنِ چشمانت هستند!میشود پروازش...

میروم چون سایھ اے تنها نمیدانم ڪجا ،خویش را گم ڪردھ ام اما ن...

بھ خاطرِ لبخندت ..^^میشـوم عآشِق ترین ؛عڪآسِ جهـآن ...!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط