{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به سرم بزن

به سرم بزن
که در ادامه ی تمام حواس ها
به لامسه ام خطور نمیکنی
به سرم بزن
کلمات من در کتاب ها دفن نشده اند
که به خیابان می گویم تو
به خانه می گویم تو
به دیوار تو
به پنجره تو
به همه چیز
و تنها به صندلی ها می گویم
جای خالی تو
به سرم بزن
من از پذیرش بیمارستان اجازه ات را خواهم گرفت

#آباعابدین

Delnevesht
https://telegram.me/wisgooniha
دیدگاه ها (۶)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧ 𝟙 اگه اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفت...

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

قسمت شانزده

پارت: 11 (بخش3) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر بود. وقتی دس...

چند پارتی بازی ممنوع

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

چند پارتی

شاهکاری به نام دروغ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط