پاییزی ترین

پاییزی ترین
غُصه ی بی برگ خزانم
آذر ترین
شعله ی سوزنده ی جانم
گه ابری و گه
بارانی از خاکسترِ درد
دائم چنینم
هر لحظه چنانم
تنها ترین
زخمی ِ از جور زمانم
دردیست سكوت
ناگفته از
جور خزانم
پيوسته چنينم
هر لحظه چنانم ......................
#شهزاد
دیدگاه ها (۸)

پاییزی ترینغُصه ی بی برگ خزانمآذر ترینشعله ی سوزنده ی جانمگه...

چون باد به کوی تو به هر لحظه دوانم ای جان جهانم بی مسکن و...

چون باد به کوی توبه هر لحظه دوانمای جان جهانمبی مسکن و بی طا...

شعله بی امان

باد پاییز و غروب و این دل بارانیبغض نمناک غریبی بعد هر ویران...

اما تهیونگ. تو آن طلسمی بودی که با یک نگاه.. تمام من را از م...

تکپارتی از جیهوپ

لای در باز شد و باد بهم ریخت مراعشق پیدا شد و با خود در آمیخ...

اما کوک... تو آن طلسمی بودی که با یک نگاه.. تمام من را از م...

زندگی یک چمدان است که می آوریشبار و بندیل سبک می کنی و می بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط