{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرپرواز ندارم

پرپرواز ندارم
اما
دلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر
در دریاچه ی ماهتاب
پارو می کشند
خوشا رها کردن و رفتن
خوابی دیگر
به مردابی دیگر
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر
خوشا پر کشیدن
خوشا رهایی
خوشا اگر نه رها زیستن
مردن به رهایی!
آه!
این پرنده
در این قفس تنگ
نمی خواند...
دیدگاه ها (۲۷)

پرپرواز ندارمامادلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغان م...

پرپرواز ندارماما...دلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغا...

پرپرواز ندارمامادلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغان م...

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

پـر پرواز ندارمامّا ؛دلی دارم و حسرت درنـاهاو بہ هنگامی کہ م...

پر پرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت درناها و به هنگامی که م...

پرپرواز ندارمامادلی دارم و حسرت درناهاو به هنگامی که مرغان م...

پر پرواز ندارمامادلی دارم و حسرتِ دُرناها.و به هنگامی که مرغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط