{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک تهیونگ:)

فیک تهیونگ:)
پارت ۱
از حال رفت افتاد تو بغل تهیونگ که پشتش بود
و تهیونگ داد زد ا.ت ا.ت از حال رفت
استاد اومد بالا سرش
علامت استاد/
/تهیونگ تو اشناش هستی؟ دوس پسرشی؟
تهیونگ مونده بود چی بگه
_اممم ارهه
/خب ببرش بیمارستان
تهیونگ ا.ت رو برد بیمارستان بهش سرم وصل کردن تهیونگ استرس داشت
تو اتاق کنار ا.ت نشسته بود که ا.ت بیدار شد.
_ا.ت حالت خوبه؟
+من کجام؟چرا اینجام؟
_نترس حالت بد شده بود اوردمت بیمارستان
+چرا ؟
_یهو از حال رفتی
+اها حالا کی مرخص میشم؟
_الانم مرخصی
+پس میشه کمک کنی بلند شم لباس هامو بپوشم؟
_اره حتما
ا.ت کار هاشو رسید تهیونگ اون رو رسوند خونه اش ا.ت رفت تو اتاقش و رو تخت دراز کشید که جینا زنگ زد
×کجایی دختر ؟ده بار زنگ زدم
+حالم خوب نبود رفتم بیمارستان
×نگرانت شدم الان خوبی؟
+اره
×خب میخواستم بگم بیام دنبالت بیای خونم
+او باشه بیا دنبالم
جینا اومد دنبال ا.ت و اون برد خونه اش ا.ت ماجرا رو برا جینا تعریف کرد
×ا.ت فکر کنم اون پسره....
ادامش پارت ۲
دیدگاه ها (۰)

فیک تهیونگ:)پارت ۲×خوشش اومده+چییی از من ؟چرا از من خوشش اوم...

فیک تهیونگ:)پارت ۳+اوو باشه ولی فکر نکن بخشیدمت هنوز بخاطر ا...

فیک تهیونگ:)معرفی میکنم.ا.ت شخصیت اصلی. ۲۲ سالشه. چشمای خوشگ...

خبر جدید🤣شاید یه فیک از تهیونگ بنویسم😊❤️موافقید؟اگه موافق هس...

پارت ۵عمو های من مافیان

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟦 یه بنده خدایی این پارت رو گزارش کرد ...

سناریو شو کرونای پارت 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط