سناریو به عنوان برادر بزرگرتونهایتانیا

سناریو به عنوان برادر بزرگرتون_هایتانیا

چه حسی داره ملکه ی روپونگی باشی؟
-تو خونه همیشه صدای دعوای تو و ران میپیچه که البته ریندو جداتون میکنه و یه پس گردنی مهمون جفتتون میکنه

-با ران سر ریندو کرم میریزین،که ریندو هم بیکار نمیشینه تلافییشو سر جفتتون در میاره

-با کلی التماس از ران و ریندو اجازه میگیری موهاشونو ببافی،نشون نمیدن ولی خیلی خوشحال میشن
-خواهر هایتانیا باشیو دعوات خوب نباشه؟

-میخواستی عضو تنجیکو بشی اما ران و ریندو نذاشتن،اونا نمیخوان خواهر کوچولوی با ارزششون قاطی این ماجرا ها بشه

-با اعضای تنجیکو دوستی اونا خیلی دوست دارن،ایزانا بهت لقب ملکه ی تنجیکورو داده

-وقی با برادرات به گنگ تنجیکو میری میتونی نگاه های خیره ی کسانیرو روی خودت حس کنی،اون نگاه ها مال هارچیو سانزو و کوروکاوا ایزانا هستن،کی میدونه؟مثل اینکه تو ناخواسته اونارو عاشق خودت کردی!

-اونا خیلی تو رو دوست دارن هواشونو داشته باش-

اولین باره مینویسم چطورشده؟بازم بنویسم؟بعدی از کدوم خانواده باشه؟
دیدگاه ها (۱۶)

سناریو به عنوان عضو خوانواده اکاشی-وقتی سانزو از خونه رفت فق...

سلامممم من برگشتم

سلام خب من چند وقتی نیستم اره دیگه.بای بای

ارتتتتت جدید کشیدمممممبریم برا مشخصاتاسم : آکیتو فامیلی : * ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط